لیکن کوتاه:

یادداشت‌های سفر آمریکا-1

یادداشت‌های سفر آمریکا-1

بخش اول: یادداشت‌های فرصت مطالعاتی به آمریکا (از سال 2007 تا 2009)

تصمیم من برای سفر به آمریکا با حضور پروفسور ساشادینا در قم و برگزاری نشست‌های ماراتونی و بسیار نفس‌گیر فضلای قم مثل احمد واعظی، حمید پارسانیا، محمدتقی سبحانی و غیره با ایشان بود که در سه روز متوالی با پیگیری‌ها و برنامه‌ریزی من و رفیق فاضل‌ام دکتر مهدی علیزاده برنامه‌ریزی و اجرا شد. بعد از دفاع پایان‌نامه ارشدم با استاد صادق لاریجانی و استاد یزدان‌پناه در موسسه امام خمینی ره، یکی از مسئله‌های من «تأویل» در قرآن و عرفان بود و هنوز ذهن‌ام نسبت به موضوع گرم بود. در پی اندیشمندی از جهان غرب بودم که او را با علامه طباطبایی در موضوع تأویل مقایسه کنم. این سئوال را از حسین نصر در جورج واشنگتن از طریق ایمیل پرسیدم و ایشان عبدالحلیم محمود (شخصیتی که در ایران او را نمی‌شناسند) را از میان اندیشمندان سنت‌گرای مصر توصیه کرد و من آن موقع تقریبا هیچ منبعی از عبدالحلیم محمود در ایران پیدا نکردم. برخی دیگر از اساتید مانند لری بوشارد در دانشگاه ویرجینا، رودولف بولتمان از الهی‌دانان مسیحی را توصیه کردند و من پروژه و اندیشه اسطوره‌زدایی بولتمان را خواندم و بالاخره طرحی تطبیقی در مورد "تاویل و اسطوره‌زدایی" به "موسسه مطالعات پیشرفته در فرهنگ" (IASC) ارسال کردم. بعد از مدتی دعوت‌نامه‌ای از طرف ریاست موسسه آقای جیمز هانتر (از شاگردان پیتر برگر) دریافت کردم. آن موقع هنوز در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی جا نیافتاده بودم (تازه وارد بودم) ریاست پژوهشگاه هم دوره اواخر جناب آقای سبحانی و اوایل جناب آقای مبلغی بود که هیچکدام مانع این سفر نشدند. به تدریج برنامه‌ریزی کردم برای تقویت زبان (مکالمه و رایتینگ) و تمهید مقدمات سفر و اخذ ویزا. هرچند برای زبان وقت زیادی صرف کردم و از تجربه زبان عربی در معصومیه و از تجربه گذار از زبان آذری به زبان فارسی بهره بردم ولی اشتباهم استفاده از استاد ایرانی بود، اما هوشمندی‌ام بحمدالله از همان ابتدا تاکید بر رایتینگ بود. یادگیری رایتینگ برایم قصه‌ها و حکایت‌هایی داشت که بعدها خواهم گفت.

در این باره مطالعات غرب‌شناسی من در موسسه طه‌ی قم با جمعی از دوستان تحت اشراف جناب آقای دکتر سبحانی بین سال‌های 1376 تا 1378 من را برای شروع «غرب‌شناسیِ تجربی» انگیزه‌مند و البته حساس کرده بود. بعدها فهمیدم غرب‌شناسی و لو در حد مقدمات آن برای رفتن به غرب از ضروریات است، چیزی که بسیاری از دانشجوبان و حتی اساتید نسبت به آن توجه ندارند. در این میان، رفتن یکی از دوستان نزدیک‌ام از گروه مطالعات تمدنی به دانشگاه یورک کانادا و یکی دیگر از دوستان درسی عرفان (فصوص) استاد یزدان‌پناه به آمریکا (تگزاس) عزم‌ام را جزم‌تر و سفر را برایم ممکن جلوه کر

کانال استاد حبیب‌الله بابایی در ایتا به آدرسه


لطفاً نظرتان را در کادر پایین وارد بفرمائید