لیکن کوتاه: https://nashrara.ir/shl/pukeq

یادداشت های سفر آمریکا 2

یادداشت های سفر آمریکا 2

غرب‌شناسی تجربی

گزارش سفر به آمریکا (۲۰۰۷- ۲۰۰۹)

قسمت دوم: (حیاء و حجاب)  


برای ویزا از طریق دوبی اقدام کردم و برای مصاحبه در سفارت آمریکا به همراه همسرم و فرزاندان‌ام محمد و زهرا به دوبی رفتیم. یکی از اولین دیده‌های سفرم به دوبی، دختران بی‌حجاب فیلیپینی در دوبی و حیا و نجابت آن‌ها بود. آنچه از دختران فیلیپینی دیدم، و آنچه که بعدها از برخی دختران عراقی در شهرهای غیرمذهبی مانند بغداد دیدم، و آنچه که بعدها در سفرهای چین و مالزی و فیلیپین دیدم، تفکیک زن غربی از زن شرقی در موضوع «حیاء» به مثابه یک پدیده فرهنگی و تمدنی بود. مدت‌ها در نسبت بین حیاء و حجاب، حیای بدون حجاب، حجاب بدون حیا، و حجاب توأَم با حیاء فکر می‌کردم و دربارۀ ضرورت حفظ توأمان حجاب و حیاء تأمل‌هایی داشتم. مسئلۀ «حیاء» در مدت حضورم در آمریکا نیز همواره برایم محل توجه بود و آن را به عنوان یکی از مسئله‌های چالشی بین مسیحیت و مدرنیته می‌دیدم. مسیحیان نوعا فرهنگی پوشیده‌تر داشتند و در آن متأثر از فرهنگ مستوریِ مریم مقدس (مجسمه‌های محجبه حضرت مریم) بودند و بسیاری از غیردیندارانی که در فرهنگ برهنگی از داروینیسم اثر گرفته بودند. یادم هست وقتی در کارگروه گفتگوی بین الادیان (SR) با مدیریت پیتر اوکس در دپارتمان دین‌شناسیِ دانشگاه ویرجینیا شرکت کردم، موضوع سخن و گفتگو در باب آدم و حوا (فبدت لهما سوآتهما) بود که یکی از دانشجویان با تعجب از من از علت شرم و حیای حوا و آدم سئوال کرد و من در سئوال‌ او و البته در عمق تفاوت‌های فرهنگی بین خود و ایشان درماندم.


به هر حال روز و وقت مصاحبه من رسید. مصاحبه کننده مردی با چهره شرقی (احتمالا هندی) بود. از خودم و از کارم و علت رفتن‌ام سئوال کرد و من با صراحت آذری‌ و شهرستانی‌ام در مورد پروژه‌ام و علت رفتن‌ام به آمریکا توضیحاتی دادم. ویزای ما به رغم طلبه ‌بودن‌ام و حجاب چادری همسرم به صورت مشروط (مشروط به ارائه مدارک مربوط به دفتر تبلیغات اسلامی) پذیرفته شد. موافقت مشروط با ویزای ما موجب عصبانیت کسانی شد که برای آمدن به سفارت آمریکا خیلی چیزها را در ایران جا گذاشته بودند و انتظار داشتند درخواست ما، چون ظاهری مذهبی داشتیم، برای ویزا مردود شود.

 ویزای من تقریبا در 59 روز رسید و ویزای همسرم حدودا 70 روز طول کشید، و من در این چند روز در کشاکش نرفتن یا به‌تنهایی رفتن بودم. بعدها دیدم سفر با خانواده آورده‌های فکری و فرهنگی سفرم را چندبرابر کرد و این یکی از برهه‌های برکت همسرم در زندگی‌ علمی‌ و طلبگی‌ام بود. 


کانال استاد حبیب‌الله بابایی در ایتا به آدرسه


لطفاً نظرتان را در کادر پایین وارد بفرمائید