تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم - شعر از مهدی اخوان ثالث
سرزمین کهن در زبان مهدی اخوان ثالث، شاعر معاصر
موضوع شعر : ایران
ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم
تو را اي كهن بوموبر دوست دارم
تو را اي كهن پير جاويد برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را اي گرانمايه، ديرينه ايران
تو را اي گراميگهر دوست دارم
تو را اي كهن زادبوم بزرگان
بزرگآفرين نامور دوست دارم
هنروار انديشهات رخشد و من
هم انديشهات، هم هنر دوست دارم
اگر قول افسانه، يا متن تاريخ
وگر نقد و نقل سير دوست دارم
اگر خامه تيشه است و خط نقر در سنگ
بر اوراق كوهوکمر دوست دارم
وگر ضبط دفتر ز مشكين مركب
نئين خامه، يا كلك پر دوست دارم
گمانهاي تو چون يقين ميستايم
عيانهاي تو چون خبر دوست دارم
به جان، پاك پيغمبر باستانت
كه پيري است روشننگر دوست دارم
سه نيكش بهين رهنماي جهانست
مفيدي چنين مختصر دوست دارم
همه كشتزارانت، از ديم و فاراب
همه دشتودر، جوي و جر دوست دارم
كويرت چو دريا و كوهت چو جنگل
همه بوموبر، خشكوتر دوست دارم
شهيدان جانباز و فرزانهات را
كه بودند فخر بشر دوست دارم
به لطف نسيم سحر روحشان را
چنانچون ز آهن جگر دوست دارم
هم افكار پرشورشان را كه اعصار
از آن گشته زيروزبر دوست دارم
هم آثارشان را، چه پند و چه پيغام
و گر چند سطري خبر دوست دارم
من آن جاودان ياد مردان كه بودند
به هر قرن چندين نفر دوست دارم
همه شاعران تو وآثارشان را
به پاكي نسيم سحر دوست دارم
ز فردوسي، آن كاخ افسانه كافراخت
در آفاق فخر و ظفر دوست دارم
ز خيام، خشم و خروشي كه جاويد
كند در دل و جان اثر دوست دارم
ز عطار، آن سوز و سوداي پر درد
كه انگيزد از جان شرر دوست دارم
وز آن شيفته شمس، شور و شراري
كه جان را كند شعلهور دوست دارم
ز سعدي و از حافظ و از نظامي
همه شور و شعر و سمر دوست دارم
خوشا رشت و گرگان و مازندرانت
كه شان همچو بحر خزر دوست دارم
خوشا حوزه شرب كارون و اهواز
كه شيرينترينش از شكر دوست دارم
فري آذرآبادگان بزرگت
من آن پيشگام خطر دوست دارم
صفاهان نصف جهان تو را من
فزونتر ز نصف دگر دوست دارم
خوشا خطه نخبهزاي خراسان
ز جان و دل آن پهنهور دوست دارم
زهي شهر شيراز جنت طرازت
من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم
بر و بوم كرد و بلوچ تو را چون
درخت نجابت ثمر دوست دارم
خوشا طرف كرمان و مرز جنوبت
كه شان خشك و تر، بحر و بر دوست دارم
من افغان همريشهمان را كه باغيست
به چنگ بتر از تتر دوست دارم
كهن سُغد و خوارزم را با كويرش
كه شان باخت دودهی قجر دوست دارم
عراق و خليج تو را چون ورازورد
كه ديوار چين راست در، دوست دارم
هم ارّان و قفقاز ديرينه مان را
چو پوري سراي پدر دوست دارم
چو ديروز افسانه، فرداي رويات
به جان اين يک و آن دگر دوست دارم
هم افسانهات را، كه خوشتر ز طفلان
بروياندم بال و پر، دوست دارم
هم آفاق روياييات را كه جاويد
در آفاق رويا سفر دوست دارم
چو رويا و افسانه، ديروز و فردات
به جاي خود اين هر دو سر دوست دارم
تو در اوج بودي، به معنا و صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
دگر باره برشو به اوج معاني
كه ت اين تازه رنگ و صور دوست دارم
نه شرقي، نه غربي، نه تازي شدن را
براي تو، اي بوم و بر دوست دارم
جهان تا جهان است، پيروز باشي
برومند و بيدار و بهروز باشي
نشرآرا